محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3894

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« وقتى گويند كدام يك از كسان « براى خلافت بهتر است « وليد را از همه شايسته تر دانند « و بى جا نكنند « پس بيعت كنيد و شتاب آريد » جرير نيز شعرى در ترغيب وليد به كار بيعت گرفتن براى عبد العزيز گفت به اين مضمون : « عبد العزيز را وليعهد دانسته‌اند « و در اين كار نه ستم كرده‌اند نه بدى « اى امير مؤمنان ! اگر خواهى « كار را به وى سپار « كه كسان دست سوى او دراز كرده‌اند و كار نهان آشكار شده است » و خطاب به عبد العزيز در همين قطعه شعر گويد : « اگر با تو به ولايت عهد بيعت كنند « كار سامان گيرد و بنا به اعتدال آيد » گويد : حجاج بن يوسف و قتيبه بر خلع سليمان با وى بيعت كردند . پس از آن وليد هلاك شد و سليمان بن عبد الملك پاى گرفت و قتيبه بيمناك شد . سكن بن قتاده گويد : وقتى قتيبه از مرگ وليد و پا گرفتن سليمان خبر يافت از سليمان بيمناك شد كه با حجاج در كار بيعت عبد العزيز بن وليد كوشيده بود و بيم كرد كه سليمان ، يزيد بن مهلب را ولايتدار خراسان كند . گويد : پس قتيبه نامه اى به سليمان ننوشت و تهنيت خلافت گفت و تعزيت وليد و خدمت و اطاعت خويش را نسبت به عبد الملك و وليد به دو خبر داد و گفت كه اگر